خنده‌دار

مشاهده به عنوانن جدول فهرست
مرتب سازی بر اساس
نمایش در هر صفحه
ِشلِپ! عجب بوی گندی! وسط گرم‌ترین روز سال، ناگهان صدای شلپی به گوش می‌رسد و چیزی می‌افتد... صدای لوله‌های فاضلابِ باغ‌وحش است که از کار افتاده‌اند و حالا جایی نیست که مدفوع حیوان‌ها در آن تخلیه شود! آقای پیکلز، مدیر باغ‌وحش (که از ناراحتی کبود شده) باید تصمیم بگیرد با این همه... چیز... چه کند. پیش از این که شامپانزه‌های ناقلا آن... چیزها... را به طرفش پرت کنند!
12,000 تومان
دندان‌های سوسمار تیلیک‌تیلیک به هم می‌خورد. چه بلایی سر باغ‌وحش آمده؟ در سردترین روز سال، صدای وحشتناکی به گوش می‌رسد و دستگاه گرمایشی باغ‌وحش از کار می‌افتد. همه‌ی حیوان‌ها دارند از سرما یخ می‌زنند. (همه به جز خرس قطبی!) آقای پیکلز، مدیر باغ‌وحش، از کارکنانش می‌خواهد حیواناتشان را در تعطیلات آخر هفته به خانه ببرند و آن‌ها را گرم نگه دارند. چه ماجراهایی ممکن است اتفاق بیفتد؟
12,000 تومان
ملکه‌ی زنبورها خوشحال نیست. مسئول نگهداری‌اش کجا رفته؟ آقای پیکلز فکر بِکری دارد! کارکنان باغ‌وحش میلتون میدو باید حیوان‌هایشان را با هم عوض کنند. همه خیلی هیجان‌زده‌اند؛ شامپانزه‌ها ریزریز میخندند و کرگدن می‌غرد! اما وقتی خرس قطبی با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت به طرف خیابان اصلی می‌دود، مسئولان باغ‌وحش حسابی می‌ترسند. آیا باغ‌وحش به هم می‌ریزد؟
12,000 تومان
پتسون از این که هر روز سر ساعت چهار صبح با صدای بِپَربِپَر فیندوس روی تختش بیدار شود، خسته شده. او به فیندوس می‌گوید اگر باز هم این کار را تکرار کند، باید به جای دیگری برود. بالاخره فیندوس وسایلش را جمع می‌کند و به یک اتاقک قدیمی کنار باغچه می‌رود تا هر چقدر دلش خواست، بِپَربِپَر کند. اما تنهایی برای هر دویشان خسته‌کننده است. شاید آن‌ها بتوانند طور دیگری با هم کنار بیایند...
9,000 تومان
فیندوس، گربه‌ی پتسون، آن بالا در اتاق زیرشیروانی یک چادر پیدا می‌کند. پتسون با دیدن چادر، به یاد پیاده‌روی کنار دریاچه و کباب کردن ماهی روی آتش می‌افتد. او تصمیم می‌گیرد همه‌ی این کارها را انجام دهد، اما...
3,900 تومان
روزی همسایه‌ی پتسون به سراغش می‌آید و خبر از وجود یک روباه در محله می‌دهد. پتسون و فیندوس خودشان را برای شکار این روباه آماده می‌کنند، اما...
6,000 تومان